نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار، مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان، اصفهان، ایران

2 دانشیار، مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، مرکز تحقیقات مدیریت و اقتصاد سلامت، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

چکیده

مقدمه: مفهوم قابلیت یادگیری سازمانی بر عوامل تسهیل کننده‌ی یادگیری سازمانی یا میل به یادگیری تأکید دارد. در نتیجه، ابزارهای قابلیت یادگیری سازمانی بر اساس ادبیات علمی تعیین می‌کند که ابعاد یا عوامل تسهیل کننده‌ی یادگیری کدام‌اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار عاملی و اعتباریابی قابلیت یادگیری سازمانی در بین اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام گرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر کاربردی و از دسته‌ی مطالعات روان سنجی بود که به صورت مقطعی و در سال تحصیلی 90-1389 انجام گرفت. جامعه‌ی پژوهش شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود که از بین آن‌ها به استناد مطالعه‌ی Loehlin و همکاران در مدل‌های تحلیل عاملی تأییدی، 220 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مقیاس Chiva و همکاران بود. تحلیل داده‌های پژوهش در سطح آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم‌افزار 18SPSS و تحلیل عاملی تأییدی (CFA) با استفاده از نرم‌افزار 5/8LISREL انجام گرفت.
یافتهها: مدل پنج عاملی مقیاس قابلیت یادگیری سازمانی از برازش مناسبی بر حسب شاخص‌های GFI، AGFI، RMSEA و CFI برخوردار بود و تمامی گویه‌های مقیاس دارای ضریب تأثیر معنی‌دار بر روی عامل مربوط به خود بودند. همچنین یافته‌ها مؤید آن بود که پنج عامل مقیاس از پایایی مناسبی برخوردار بودند و پایایی کل مقیاس نیز 93/0 به دست آمد. جدول نمرات هنجار، مقادیر Z و T متناسب با نمرات خام طبقات و رتبه‌بندی درصدی مربوط به هر طبقه را ارایه نمود. روایی هم‌گرایی بین عامل‌های مقیاس قابلیت یادگیری سازمانی نیز که بر حسب ضرایب همبستگی از 41/0 تا 75/0بود، تأیید گردید.
نتیجه‌گیری: می‌توان از مقیاس قابلیت یادگیری سازمانی به عنوان یک ابزار تشخیصی استفاده نمود. بنابراین مدیران دانشگاه، رؤسای دانشکده‌ها و مدیران گروه‌ها در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان می‌توانند دریابند که کدام یک از مسایل یادگیری سازمانی قوی و کدام یک ضعیف است و این آشکارسازی راهنما و دستورالعملی مناسب برای بهبود و بالندگی دانشگاه خواهد بود.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Reliability, Validity, and Fitness for Purpose of the Organizational Learning Capability Model among the Faculty Members of Isfahan University of Medical Sciences, Iran*

نویسندگان [English]

  • Mohammad Ali Nadi 1
  • Mohammad Yarmohammadian 2

1 Assistant Professor, Educational Administration, Islamic Azad University, Khorasgan Branch, Isfahan, Iran

2 Associate Professor, Educational Planning, Health Management and Economic Research Center, Isfahan University of Medical Sciences, Isfahan, Iran

چکیده [English]

Introduction: The concept of organizational learning capability (OLC) emphasizes the
importance of facilitating factors for organizational learning or the organizational propensity to learn. Consequently, measures of OLC have traditionally determined their dimensions or facilitating factors based on the literature. The purpose of this study was to validate and evaluate the factorial construction of OLC among the faculty members of Isfahan University of Medical Sciences, Isfahan, Iran.
Methods: This was an applied, psychometric, cross-sectional research during the educational year of 2010-2011. The study sample consisted of 220 randomly selected faculty members of
Isfahan University of Medical Sciences. Data was collected by the OLC scale developed by Chiva et al. in 2007. The collected data was analyzed by descriptive and inferential statistics using SPSS 18 . Confirmatory factor analysis was also conducted in LISREL8.5 . Results: The model had an acceptable fitting for purpose based on GFI, AGFI, RMSEA, and CFI indices. All the estimated parameters had statistically significant effects on their related factors. The model enjoyed an appropriate level of reliability (total reliability = 0.93). The convergent validity between factors of the scale was confirmed by using correlation coefficients (0.41 to 0.75). In addition, table of norms (Z and T) provided crude and ranking scores.
Conclusion: The confirmed measurement scale for organizational learning capability could be implemented as an audit tool. Thus, presidents, deans and managers of departments could unveil weak and strong organizational learning issues. Such a process would finally lead to improved performance of the university.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Organizational Learning
  • Universities
  • Faculty